X
تبلیغات
تحقیق

تحقیق

هر چی بخوای هر چی بپسندی هر چی...

سرطان

سرطان

سَرَطان یا چَنگار بیماری‌ای است که در آن سلول‌های بدن بطور کنترل نشده‌ای تکثیر می‌یابند. در یک جاندار سالم، همیشه بین میزان تقسیم سلول، مرگ سلولی و تمایز، یک تعادل وجود دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم شهریور 1390ساعت 14:59  توسط همتا  | 

بیش فعالی چیست؟

 دید کلی

بیش‌فعالی به حالتی دلالت می‌کند که در آن کودک به نحوی مفرط و بیش از اندازه فعال و پرجنب‌ و جوش است. تحرک زیاد این کودکان نه تنها خود آنها را بلکه اطرافیان ، همکلاس‌ها ، اولیای مدرسه را دچار مشکل می‌کند. از آن جایی که در میان درصد بالایی از معتادین و افرادی که ترک تحصیل کرده‌اند علایم بیش فعالی در کودکی قابل مشاهده است.

از طرفی کودکان بیش فعال در معرض خطر بالایی از اختلال سلوک ، شخصیت ضد اجتماعی و سوء مصرف مواد مخدر قرار دارند لذا آگاهی همگان بویژه والدین و معلمان در این حالات از اهمیت بسزایی برخوردار است. نقص در تمرکز یا اختلال بیش‌فعالی (ADHD) شرایطی را برای کودک ایجاد می‌کند که نتواند آرام و بدون حرکت بنشیند، رفتارش را کنترل کرده و توجه خود را به یک موضوع خاص معطوف کند.

شیوع بیش فعالی

از هر 100 کودک 5 کودک می‌توانند مبتلا به ADHA باشند. پسران 3 برابر بیش از دختران در معرض ابتلا قرار دارند. اغلب این مشکلات قبل از 7 سالگی آغاز می‌شوند و ممکن است والدین تا وقتی که فرزندشان بزرگتر نشده متوجه مشکل او نگردند. پزشکان نمی‌دانند که چه چیزی باعث بروز ADHD می‌گردد ولی مطالعات بر روی مغز انسان‌ها را به فهم علل اجتماعی ADHD نزدیکتر کرده است.

پزشکان معتقدند افراد مبتلا به ADHD فاقد میزان کافی از مواد شیمیایی خاص به نام میانجی‌های عصبی در مغز هستند. این مواد شیمیایی به مغز در کنترل کردن رفتار کمک می‌کند. والدین و آموزگاران باعث ایجاد ADHD در کودک نمی‌شوند ، بلکه آنها می‌توانند در فعالیت‌های کودک به وی کمک کنند.

علایم ADHD

  • مشکل در توجه
  • فعالیت بیش از اندازه (بیش‌فعالی)
  • انجام عمل قبل از فکر کردن به آن (حرکات تکانشی)

انواع بیش‌فعالیی

نوع بی‌دقت و بدون توجه

در این نوع در فرد نمی تواند روی تکلیفی که به او می‌دهند و یا یک فعالیت خاص تمرکز داشته باشد. اکثر کودکان دچار ADHD در دقت و توجه کردن دچار مشکل هستند. این دسته از افراد غالبا:

  • توجه زیادی به جزئیات ندارند.
  • بر بازی‌ها و کارهای مدرسه نمی‌توانند تمرکز داشته باشند.
  • کارهای مدرسه و فعالیت‌های روزانه خود را در منزل تا آخر دنبال نمی‌کنند و آنها را به پایان نمی‌رسانند.
  • ‌نمی‌توانند یک وظیفه یا تکلیف را تمام و کمال انجام دهند.
  • اسباب بازی‌ها ، کتاب‌ها و وسایلشان را اغلب گم می‌کنند.

نوع تکانشی - بیش‌فعالی

در این نوع از اختلال فرد بسیار فعال است. و بدون فکر اقدام به فعالیت و انجام کار می‌کند. فعالیت بیش از حد معمول ، قابل مشاهده‌ترین مشخصه اختلال ADHD است. کودک بیش‌فعال همیشه در حال انجام کاری می‌باشد. ممکن است سطح بیش‌فعالی با افزایش سن کاهش یابد. این کودکان قبلا از این که راجع به عملی فکر کنند آن را انجام می‌دهند.

برای مثال این کودکان ممکن است بطور ناگهانی وسط خیابان شروع به دویدن کنند و از یک سمت به سمت دیگر خیابان بدون نگاه کردن حرکت کنند و یا این که از درخت بلندی شروع به بالا رفتن کنند. ممکن است آن ها موقعیت‌های خطرناک شگفت زده شوند. گاهی هم هیچ ایده و فکری برای خارج شدن از این وضعیت ندارند. غالبا ، فعالیت‌های تکانشی و بیش‌فعالی با هم همواره هستند. مشخصه کودکانی که این اختلال را با هم دارند بدین گونه است:

  • بی‌قراری و ناآرامی
  • ‌دویدن مداوم از سویی به سوی دیگر و یا بالا رفتن از چیزی
  • پایین آمدن از صندلی وقتی که اجازه این کار را ندارند.
  • عدم توانایی در بی‌سر و صدا بازی کردن
  • بیش از حد صحبت کردن
  • پاسخ‌دادن ناگهانی و بدون فکر به پرسشی که هنوز تمام نشده است.
  • عدم توانایی در صبر کردن برای نوبت خود
  • بدون اجازه وسط بازی دیگران پریدن
  • وسط صحبت دیگران پریدن

نوع ترکیبی

در این نوع اختلال فرد بسیار فعال است و بدون فکر اقدام به فعالیت و انجام کار می‌نماید. کودکان با این نوع اختلال نشانه‌هایی از هر دو نوع قبل را که متذکر شویم دارا هستند. آنها در توجه‌کردن، بیش‌فعال بودن و کنترل تکانش‌های خود دچار مشکل هستند. البته گاهی تمام کودکان بی‌توجه هستند و یا اینکه بیش از حد فعالیت می‌کنند و حرکات تکانشی دارند.

اما در کودکان دچار ADHD این حرکات همیشگی هستند نه استثنایی این رفتارها برای کودک در خانه ، مدرسه و با دوستان مشکلات حقیقی ایجاد می‌کنند در نتیجه اکثر کودکان دچار این اختلال ، احساس افسردگی ، اضطراب و عدم اطمینان به خود را دارند. این احساسات جزء نشانه‌های ADHD محسوب نمی‌شوند و در اثر مشکلات مکرر در خانه و مدرسه در کودک ایجاد می‌شوند.

چطور می‌توان فهمید کودکی مبتلا به ADHD است؟

وقتی علایم ADHD در کودکی مشاهده شود باید توسط یک متخصص ماهر مورد ارزیابی قرار گیرد. این فرد می‌تواند از کارکنان مدرسه باشد و یا این که در مطب خصوصی مشغول بکار باشد. تنها راه حصول اطمینان ، ارزیابی کامل توسط متخصص می‌باشد. باید در اینجا به دو نکته توجه داشت:

  • نباید نظر دیگران را دال بر این که کودکی ADHD است به آسانی پذیرفت.
  • این نکته حائز اهمیت است که کودک همراه با ADHD ناتوانایی‌های دیگران را نیز دارد.

درمان

درمان سریع برای ADHD وجود ندارد اما علایم آن قابل کنترل هستند. والدین و آموزگاران باید به نکات زیر توجه داشته باشند.

  • در مورد این اختلال اطلاعات بیشتری کسب کنند.
  • برنامه تعلیم و تربیتی خاصی را متناسب با نیازهای کودک ایجاد و طرح‌ریزی نمایند.
  • ایجاد طرح دارو درمانی ، درصورتی که والدین و پزشک احساس کنند که کودک به دارو درمانی نیاز دارد.

راهنمایی‌هایی برای والدین

  • وقتی که فرزندتان کارش را خوب انجام می‌دهد به اول پاداش دهید. در فرزند خود توانایی ایجاد کنید و نیز با او در مورد استعدادهایش صحبت کنید و او را به بکارگیری توانایی‌هایش تشویق و ترغیب کنید.
  • با فرزند خود کاملا واضح و روشن صحبت کنید. برای این کار با پشتکار ، مصر و مثبت باشید و خواسته‌های خود را کاملا برای فرزند خود روشن سازید. به فرزند خود بگویید چه کارهایی را باید انجام دهد نه این که فقط ، آنچه را نباید انجام دهد به او گوشزد کنید.
  • شیوه‌هایی را برای کنترل رفتار فرزند خود یاد بگیرید این برنامه‌ها عبارتند از: ایجاد جدول برای فعالیت‌های فرزندتان ، داشتن برنامه برای پاداش ، نادیده گرفتن رفتارهای نامطلوب ، پیامدهای عادی و غیر طبیعی نتایج و پیامدهای منطقی.
  • با مدرسه فرزندتان تماس داشته باشید و برنامه تعلیم و تربیت خاص نیازهای فرزندتان را برای او تنظیم کنید. هر دوی شما (والدین و معلم) بایستی نمونه‌ای از این برنامه را داشته باشید.
  • با معلم در تماس باشید و به او بگویید فرزند شما در خانه چه عملکردی دارد و از او بپرسید که در مدرسه چه می‌کند و آنها را حمایت کنید.

راهنمایی‌هایی برای آموزگاران

باید بدانید که چه موارد خاصی برای دانش آموزان دشوار هستند. برای مثال ممکن است که دانش آموز ADHD در شروع یک کار دچار مشکل باشد در حالی که دانش آموزان دیگر در پایان‌دادن به یک عمل و شروع عمل بعدی شکل داشته باشند. بنابراین هر یک از این دانش آموزان نیاز به کمک‌های متفاوتی دارند.

  • به دانش آموزان نشان دهید چگونه از کتاب تکلیف و برنامه‌های روزانه استفاده کنند. همچنین مهارت‌ها و روش‌های یادگیری را به آنها آموزش دهید و آنها را به شکل منظم تقویت (پاداش) کنید.
  • به دانش آموزان در فعالیت‌های بدنی‌شان کمک کنید. (برای مثال) به آنها اجازه دهید تا کاری را ایستاده پای تخته سیاه انجام دهند). در بین برنامه‌ها به آنها استراحت دهید.
  • با والدین و دانش آموزان هر دو با هم برای نو آوری و اجرای یک برنامه تعلیم و تربیتی متناسب بمنظور نیل به نیازهای دانش آموزان به فعالیت و همکاری بپردازید.
  • انتظارات بالا از دانش آموزان داشته باشید اما سعی کنید راه‌های جدیدی را برای انجام کارها امتحان کنید صبور باشید و شانس دانش آموزان را برای کسب موفقیت بالا ببرید.
+ نوشته شده در  شنبه هشتم مرداد 1390ساعت 14:31  توسط همتا  | 

اموزش پرورش كودكان پيش دبستاني (اهسته گام)

+ نوشته شده در  شنبه هشتم مرداد 1390ساعت 14:27  توسط همتا  | 

ناخن جویدن در کودکان

به نام خدا

تعریف اختلال یا مشکل فتاری:DisorderBehaviorProblem,Begavior کودکی را دارای اختلالات رفتاری Behavior Disorders می دانیم که رفتارهایس نسبت به همسالانش Abnormal Peers است. به عبارت دیگر رفتارها Behaviors و احساسات Feelings او نسبت به همسالان وبزرگسالان Adults نامناسب و نایخته است......

 اینگونه کودکان در ایجاد و حفظ روابط سالماجتماعی Social interpersonal  بین خود با همسالان و بزرگسالان ناتوان می باشند. کرکKirk ، رفتاری را انحرافی Deviation  یا هیجانیEmotional می داند که ضمن نامتناسب بودن با سن فرد، شدید، مزمن یا مداوم باشد. بطوری که اولاً تاثیر منفی بر فرآیند رشد Devolopment Process و انطباق مناسب کودک با محیط داشته باشد، ثانیاً مزاحمت برای زندگی دیگران و استفاده آنان از شرایط را به وجود آورد.

یک رفتار را زمانی می توان اختلال Disorder نامید که با موقعیت، توانایی رشد کودک و با معیار اجتماعی Social Standard که رفتار در آن رخداده است مطابقت نداشته باشد.

تعریف اختلالات عادتی:Habit disorders اختلالات عادتی عبارتست از واکنش های مرضی Morbid Reacton زودگذر بعضی از کودکان به بعضی از موقعیت ها یی که با آن مواجهند یا به تعارضات هیجانی Emotional Conflict درونی که با آن درگیر هستند.
 اختلالات عادتی از طریق فعالیت های تکراری ساده از قبیل جویدن ناخن و مکیدن شصت Thumb–Suching، شب ادراری Enuresis، استمناء Mastrubition، مشکلات غذا خوردن Fooding problem، اختلالات سخن گفتن Speech Disorders، اختلالات حرکتی Motor Disorders، اختلالات خواب Sleep Disorders مشخص می شود.

تعریف بازداری: Inhibiton  از زاویه های روان تحلیل گری Psycho Analysis، می توان بازداری را به منزله محدود کردن و ناهشیارUnconscious نگه داشتن کشنده ها Drive تلقی کرد، به عبارت دیگر به هنگامی که از رسیدن کشننده های لیبیدویی Libido Drive به سطح هوشیاری Counscious ممانعت به عمل آید، از بازداری سخن گفته می شود (سیلامی 1989,N.Siliamy) بازداری موجب کندی فکر و توانایی در کوشش ذهنی مداوم می گردد و فعالیت روانی – حرکتی Psycho Motor  وارادی Voluntry را تقلیل می دهد.
این اختلال می تواند تمامی بخشهای زندگی کودک و نوجوان، از رفتارهای اجتماعی تا رفتارهای درونی شده را در بر بگیرد (آژوریاگر)1987,J.Ajuriaguerra .

انواع بازداری:

بازداری به شکلهای مختلفی انجام می گیرد که مهمتری آن در زمینه های زیر می باشد :
1- بازداری عقلی که فعالیت های شناختی را در بر می گیرد.

2- بازداری در زمینه خیال پرداری که به صورت تبعیت جویی متجلی می گردد.

3- بازداری ارتباطی که با کمرویی همراه می باشد.

آشفتگی های حرکتی – اختلالات قالبی :

Motor Derangement Motor Streotyp Disorders

آشفتگی های حرکتی الگوهای رفتاری حرکتی هستند که تکراری ، غیر کنشی بوده به فشار روانی Stress نسبت داده می شوند. مکیدن شصت و جویدن ناخن دو اختلال خرکتی بسیار متداول دوران کودکی هستند. در جریان مکیدن شست معمولاٌ در اواخر کودکی متوقف می شود، جویدن ناخن ممکن است حتی تا بزرگسالی هم ادامه یابد.

ویژگیهای اختلالات رفتاری :

برای شناسایی اختلالات رفتاری احتیاج به ملاک مشخصی می باشد که عبارتند از:
1- شدت: برای تشخیص طبیعی بودن یک رفتار یکی از ملاک های قابل استفاده شدت تکرار رفتار می باشد، یعنی اینکه رفتار مورد نظر چقدر و در چه محدوده زمانی تکرار می گردد اگر بر خسب معمول رفتارهای سن همسالان صاحب رفتار را بنگریم و به عنوان معیار نرمNorm حساب کنیم رفتار مورد بررسی باید متناسب با همسالانش باشد، نه اینکه فاصله آن از نظر تعداد دفعات تکرار خیلی کم و یا خیلی زیاد باشد.
2- مدت: مدت را از چند نظر می توان مورد ارزیابی قرار داد. اول اینکه چه زمانی هست که رفتار تکرار می شود ؟ به طور مثال: یکسال،یک ماه، یک هفته و غیره دوم اینکه مدت دوام هر بار تکرار شدن رفتار چقدر می باشد؟ یعنی زمان واکنش را مورد بررسی قرار دهیم و مشخص کنیم که رفتار مورد نظر چند ذقیقه و تا چند ثانیه طول می کشد. سوم اینکه زمان شروع این رفتار (خط پایه شروع رفتار) را نیز مشخص سازیم از چه زمانی است ؟ یعنی اینکه از چه سنی کودک یا نوجوان شروع به این رفتار نموده و به صورت تکرار متنوع در طول نسبتاٌ طولانی بوده است.

3- موقعیت ها: رفتارهای نا مطلوب در همه جا و در همه موارد معمولاٌ تکرار می شوند، نه اینکه گاهی در جاهای خاصی تکرار شوند که با دیگر معیارها قابل ارزیابی نباشند، اگرچه ممکن است یک رفتاری تنها در موقعیت خاصی و یا مکان ویژه ای تکرار گردد که قابل بررسی می باشد.
4- تکرار: اگر رفتاری بیش از اندازه یا کمتر از حد معمول تکرار شود ، آن را می توان به عنوان یک مشکل  Problem  یا اختلال Disorder تلقی کرد.

5- سن یا معیارهای رشدی: رفتارهای اختلال نامیده می شود که با معیارهای رشد کودک مطابقت نداشته، زیرا از کودکان انتظار می رود که بر اساس الگوهای رشدی خود عمل کرده و تقریباٌ در مجموع، همانند همسالانشان رفتار کنند.

6- علت یا علل: اگر رفتار نامطلوبی بدون علت منطقی از کودکی بروز کند اختلال است .
7- مشاهده کننده ها (قضاوت کننده ها ): طرز برخورد، حساسیت، قدرت تحمل و برداشت ذهنی بزرگسالان (والدین) و مشاهده کننده غیر حرفه ای در تعیین اینکه کودک دارای مشکلی هست یا نه اهمیت بسزایی دارد.

عوامل موثر در ایجاد اختلالات رفتاری :

عمده ترین عوامل موثر در ایجاد اختلالات رفتاری عبارتند از :

1- وراثت: پزشکان متخصص وروانشناسان عقیده دارند «ساختمان عصبی و کیفیات فیزیکی » فرد تحت تاثیر عوامل وراثت قرار دارد. برخی از کودکان زودانگیخت و سریع التاثیر وبعضی دیگر دیرانگیخت و آرام هستند . تحقیقات نشان می دهد تحریک پذیری اطفال یا تحریک پذیری والدین آنها بستگی دارد. به همین ترتیب عوامل فیزیولوژیکی مانند فشار خون ، سوخت و فعالیت های غدد داخلی با توارث ارتباط دارند گفته می شود زمان قاعدگی در دختران نیز توارث بستگی دارد.

2- اثرات قبل از تولد ( دوران بارداری مادران ): مهمترین تاثیرات منفی جنبی عبارتند از: رادیوگرافی، استعمال دخانیات و مشروبات الکلی، انواع ضربه ها، تصادفات، سوءتغذیه مادر، استفاده غیر مجاز از ذاروها، سن خیلی بالای مادر، اختلالات کروموزمی، خواسته یا ناخواسته بودن کودک، نگرش والدین مخصوصاٌ مادر به جنین، دعوا و کشمکش های بین والدین و دیگر عوامل اصلی و جنبی دیگر که هر کدام به یک نسبتی می توانند کودک را تحت تاثیر قرار داده و زمینه فراهم شدن انواع اختلالات را به وجود آورند.
3- نارسایی های بدو تولد (مشکلات زایمان ، نارس بودن نوزاد): مشکلات حین تولد متعدد می باشد که به شکل های مختلف ممکن است بر نوزاد حین تولد تاثیر بگذارد و او را در آینده با انواع مشکلات مواجه سازد. عمده ترین این نارسایی ها عبارتند از: بیحالی و عدم همکاری مادر در زمان زایمان، با پا بدنیا آمدن کودک، استخوان بندی ظریف مادر و کوچکی لگن وی، بند ناف و پیچیده بدور گردن کودک، استفاده از فور سپس در زمان زایمان ذیر به تنفس آمدن کودک و غیره .

4- بد رفتاری با کودک ورسیدگی نکردن به امور او: رفتار وروش نا مناسب والدین اختلالاتی در کودکان آنها ایجاد می کند که منجر به بد رفتاری و ضداجتماعی شدن و یا گوشه گیری وافسردگی می شود. مثلاً والدینی که بیش از حد کودکان خود را حمایت می کنند و کودکان آنان بسیارخود مختار می شوند ولی والدین که کودکان خود را طرد می نمایند و یا توجهی به آنها نمی کنند، فرزندانشان با رفتارهای ضد اجتماعی Anty Social عکس العمل نشان می دهند، کانروآنتومی 1957 -1970 Kanner and Anthony ، خانواده کودکانی که مشکلات ضد اجتماعی دارند و فاقد اتحاد و هماهنگی بوده و والدین محبت و علاقه کمتری به کودکان خود نشان می دهند وگاهی سخت و جدی وگاهی نرم وملایم با کودکان خود رفتار میکنند، والدین بازدارنده صاحب فرزندانی خواهند بود ترسو، بدون اعتماد به نفس،گوشه گیر منزویو والدین خاشگر کودکان و نوجوانانی پر خاشگر وضد اجتماعی خواهند داشت.

5- تجربه های اجتماعی زیان آور دوران کودکی :محیط امن وبدور از وحشت کودک زمینه سازگاری او را فراهم می سازد وبرای وی امنیت روانی واشباع شدن از محبت و عاطفه والدینی را به همراه می آورد .اگر در دوران کودکی وی دارای والدینی باشد بی تفاوت ، سخت گیر ، طرد کننده ، و در محیط اجتماعی نیز کودک احساس خود کم بینی و حقارت ، عدم اعتماد به نفس نماید آن وقت همه این موقعیت ها منجر به تجاربی خواهد شد منفی و سر بار که اورا در برخورد و حل مشکلات فردی و اجتماعی ناتوان ساخته و کودک مجبور می شود برای توجیه رفتارهای خود و کاهش تنشها Tensions به انواع مکانیزم های دفاعی MechanismsDefence پناه ببرد

6- سوءتغذیه و عدم رعایت نکات بهداشتی :سلامت جسم و روان دو مقوله موثر در هم و زمینه ساز برخورداری از توانایی ها می باشد که اگر کودک دچار سوء تغذیه باشد و به دلایل مختلف فرصت برخورداری از رعایت بهداشت هم برایش فراهم نباشد ، ممکن است مبتلاء به انواع بیماری ها شده و نتواند به خوبی مهارت های متناسب با سن خود را بیاموزد و فرصت های تحصیل ، حرفه آموزی و اشتغال مناسب را از دست بدهد و یا بمانند دیگران زندگی مناسب نداشته باشد و در نتیجه برای جبران کمبودهای خود انواع اختلالات کرداری را تجربه کند.

7- کشمکش ها و فشار های خانوادگی :اختلالات بین والدین اثر بسیار سویی در دوران کودک دارد ، منتها حساسیت کودکان در مقابل این عامل متفاوت است. در اثر اختلالات والدین ، کودک همیشه در این تشویش و نگرانی هست که نکند والدین او از هم جدا شده و وی بدون یکی از آنها بماند گرچه کودک ممکن است چیزی به والدین خود نگوید ولی این اضطراب و ترس برایش بسیار دردناک است .
بنابراین ابتلاء به انواع اختلالات رفتاری و عادی از شایعترین مشکلات کودکان و نوجوانانی هست که دارای چنین والدینی می باشند .

سبب شناسی:Etiology
ناخن جویدن شاید یکی از فراوانترین واکنش های نوروتیکNeurotic Reaction  و اختلالات عادتی Habit Disorders ارضاءکننده است که در کودکان و بزرگسالان مشاهده می شود .جویدن ناخن بر خلاف مکیدن انگشت در فرصت انجام نمی گیرد بلکه نشانه دلواپسی ، اضطراب و ترس مثلاٌ از امتحان در اتاق انتظار ناخن هایشان را می جوند.

 tomoعقیده دارد کودکانی که انگشتان  خود را می مکند اکثراً آرام و بی خیال هستند ولی آنها که انگشتان خود را می جوند بیقرار ، مضطرب و دارای انرژی هستند و ختی در خواب نیز آرامش ندارند ، جنب و جوش زیادی دارند ، دندانهایشان را بهم می سایند ، فریاد می کشند و خشم و غیظ در آنها به مراتب زیادتر دیده می شود، جویدن ناخن را بعضی حرکتی برای تخلیه هیجانات می دانند گاهی کودک جویذنناخن را از والدین خود یاد می گیرد و چون می بیند آنها در موقع ناراحتی این عمل را انجام می دهند لذا او هم برای رفع ناراحتی به این عمل مبادرت می ورزد.
در کودکانی که توسط وکسلر Wechsler در ارتباط با ناخن جویدن مورد تحقیق قرار گرفته اند سه علت روشن شده است

1. عصبانیت بیش از حد ، و غیر قابل کنترل

2. دلواپسی وتضادهای فکری ومخصوصاٌ قرار گرفتن کودک در موقعیت های حساس ، ترس آوروبلاتکلیفی وحالات هیجانی

3. عادت و تقویت این رفتار ، معمولاٌ اینگونه اعمال هنگام اضطراب ،خستگی، ترس یا بی حوصلگی شدت مییابدو در واقع این عمل نوعی تخلیه از واکنش های روانی می باشد و هنگامی که کودک قادر نیست خشم خود را مقابل ناکامی ها و محرومیت ها نشان دهد ، به این عمل جهت آرامش درونی خود دست می زند.
گفته می شود 2/1 این کودکان دارای بی قرار حرکتی Akathisia واختلال خواب نیز هستند و به طور کلی با توجه به مطالب فوق می توان سبب شناسی کلی این اختلال را به قرار زیر بیان نمود:
1- رفع ناکامی و تنش ، خستگی ، محرومیت از مهر مادر و یا بی توجهی مادر.

2- وجود اضطراب و خشم کنترل شده .

3-  تقویت رفتارBegavior Renforcement به وسیله اطرافیان در هنگام انجام عمل به صورت جلب نظر .

4- جانشین سازی Replacement ترس از جدایی در دوران کودکی را به صورت ادامه دار یک عمل انجام شده و کم کم به صورت یک عادت آسیب زا Trau matic Habit در آمده است.
5- تقلید از والدین و دیگر افراد محیط زندگی و یا همکلاسی ها دوستانی که دارای اختلالی می باشند .

سن شیوع :Age Pervalence

طبق تحقیق وکسلر وبلیینگ Wechsler and Billing جویدن ناخن از 5سالگی شروع می شود و کم کم در 10تا15سالگی به شدت خود می رسد . ولی اکثر مبتلایان 9تا11ساله تشکیل می دهند در سنین کودکی نسبت دختران و پسان برابر است ولی جویدن ناخن در دخترها فراوانتر از پسها دیده شدهاست.
گاهی حتی در یک خانواده ممکن است همه افراد به آن مبتلا باشند، گفته شده است :«شروع این اختلالات و مشکلات در دورام کودکی می باشد وتا سن4 یا 5 سالگی رفتاری طبیعی تلقی می گردد، زیرا اغلب کودکان شست خود را در دهان می برند و یا با پوست خود بازی می کنند ویا پتو و عروسک را به صورت خود می کشند و به دندان می گیرند و به تدریج با افزایش سن این اعمال کاهش می یابد ، ولی اگر در سنین بالاترادامه یافت و شدت نیز پیدا ، به طوری که کودک یا دانش آموز براثر تکرار عمل عضوی از خود را آسیب بر ساند و یا باعث عفونت infwction عضو گردد به آن اختلال یا مشکل اطلاق می کنیم .

مطالعات نشان داده است، سربازی که به تازگی از میدان جنگ بر می گردند از افرادعادی جامعه به این اختلال مبتلا هستند .عده ای از روانپزشکان ، علت آن را شرایط روحی دشواری می دانند که سر بازان در زمان جنگ در در آن بسر برده اند .

برخی از موارد شدید ، جویدن در عقب مانده های ذهنی عمیق وشدید واسکیزوفرنیک های از نوع پارانویی Paranoid Schizophernia نیز دیده می شود.

شروع آن به علت همراه شدن با تیک Tic یا لکنت زبانStuttering یا حتی عقب ماندگی ذهنی Mentral Retardion کاملاٌ مشخص نیست، زیرا 19% آنهاهمراه با این عادات دارای تیک نیزمی باشند . به طور کلی با توجه به مطالب فوق می توان گفت که سن شروع ناخن جویدن 4یا 5سالگی بوده و تاانتهای دوره جوانی ادامه می یابدو گاهی با اختلالات دیگرنیزهمراه می باشد و در مطالعات کلینیکی حتی در افراد بزرگسال نیز وقتی در موقعیت های خطر و اضطراب قرار می گیرند دیده می شوند. 

نظریه های مربوط به اختلال عادی (ناخن جویدن ):

رفتارگرایان Behaviorisms عوامل محیطی و شرطی شدن را از عوامل مهم اختلال حرکتی Motor Disorder می دانند. مثلاٌ عادت نوروتیکی Neurotic Habits از قبیل جویدن ناخن ، مکیدن شست وغیره که تا سال های آخر نوجوانی ادامه می یابد، غالباٌ در بین کودکانی که نارس Immature متولد شده باشند،شیوع بیشتری دارد .

این موضوع بر اساس عوامل زیستی تبیین نمی شود ،بلکه بر این اساس است که کودکان زودتر ازموقع متولد شده بیش از اندازه مورد مراقبت والدینشان قرار می گیرند و بدین ترتیب والدین موجب شرم ،کمرویی ، وابستگی و حالات نوروتیکی در انها می شوند در تحقیقی که روی کودکان زودتر از موقع متولد شده و کودکانی که وزن آنها به هنگام تولد کمتر از حد طبیعی بود به عمل آمد ،دو سوم آنها دارای اختلالات هیجانی  disorders Emotion از درجات خفیف تا شدید بودند.
فروید S-fruid بنیانگذار روانکاوی Psycho Analysis مراحل رشد کودکرا به پنج مرحله تقسیم کرده که اولین مرحله آن «مرحله دهانی » Oral Stage است.این مرحله از تولد تا 12ماهگی را در بر می گیرد و خود به دو دوره فرعی از تولد تا 6ماهکگی تا یک سالگی تقسیم می شود .
کودک در دوره اول مرحله دهانی از دهانش لذت زیادی می برد به همین دلیل کودکان شیرخوار ،انگشتان یا هر چیز دیگری که به دستشان بیفتد به دهان برده ، شروع به مکیدن می کنند.
دوره دوم دهانی 6-ماهگی تا یک سالگی – مصادف با دندان در آوردن کودک است در این دوره، کودکاز گاز گرفتن وجویدن لذت می برد.فروید معتقد است همه کودکان این مرحله را طی میکنند.
او انگشت مکیدن را در این دوره، یک عمل طبیعی برای کودک می داند اما ، معتقد است ، همه کودکان در مراحل بعدی رشد ، انگشت خود را نمی مکند بلکه آنهایی که این عمل را انجام می دهند یا در مراحله دهانی تثبیتFixation شده اند یا به دلایلی از مزاحل بالاتر رشد به مرحله دهانی بازگشت Reversion   کرده اند.
لوی O.M.Levy معتقد است انگشت مکیدن در کودکان به دلیل ارضا نشدن نیاز مکیدن به حد لازم در مرحله دهانی به وجود می آید. به بیان دیگروقتی نیازهای مرحله دهانی کودک یعنی مکیدن از سینه مادر یا شیشه شیر ، به علت کوتاه بودن مدت تغذیه کودک بر آورد نشود ، این نیازها از بین نمی روند بلکه به صورت های ضعیف تریا قوی تر در مراحل بعدی بروز می کنند.
 برای مثال ، ممکن است بعضی از کودکان مکیدن انگشت را ادامه دهند و برخی به مکیدن مداد و یا جویدن ناخن بپردازد ، یا یک فرد بزرگسال به سیگار کشیدن روی آورد.
سیرزووایز R.R.SearsوG.W.Wise در مخالفت با نظریه لوی گفته اند : «بروز انگشت مکیدن یا ناخن جویدن نشانه آن است که کودک در مرحله دهانی بیش از حد لازم ارضا شده است ، یعنی وقتی کودک می فهمد از دهانش لذت فراوان می برد ، دوست ندارد به آسانی از این مرحله لذت بخش دست بکشد ، لذا در این دوره به مکیدن یا جویدن می پردازد.

ملاک های تشخیص اختلال عادتی (ناخن جویدن ) :  

عمده ترین ملاک ها عبارتند از :

1. انگشتان خود را مکرر در دهان می کند به طور که اغلب زخم ی قرمز هستند .
2. ناخن های خود را طوری می جوند که زیر آن قرمز شده یا چرک می کند.
3. دستان خود را مرتب در بینی می کند به طوری که بینی او اغلب زخم است.
4. اشیاء مختلف مثل خودکار یا مداد را دهان می کند و ته آنها را می جود.
5. موهای خود را می کند (صورت – ابرو – سر ) یا مرتب با انگشتان خود بازی می کند و یا صورت خود را دستمالی می کند .

6. در هنگام ترس یا اضطراب و خستگی به یکی از اعمال فوق دست می زند .

7. دچار اضطراب و نگرانی است.

8. این ملاک ها نباید با ملاک های تشخیص دیگر اختلالات اشتباه شده و با هم ارزیابی قرار گیرند .
9. مدت و شدت اختلال با توجه به ویژگی های رشدی سن ارزیابی می شود.

معیار و ملاک های فوق به ما کمک می کند که اختلال را بهتر مورد شناسایی قرار دهیم .انجمن روانپزشکان امریکا ملاک های فوق را تا حدودی درست دانسته و بیان می دارند «که طبق D.S.M.III.r چنین علائمی  نباید از اختلالی نافذتر ، مثل اختلال اوتیستیک Autistic Disorder ناشی شده باشند.

این موضوع ممکن است مشکل ترین تشخیص افتراقی را بین افراد مبتلا به عقب ماندگی ذهنی  Mentral Retarded متوسط ، شدید و عمیق را در عین حال علائم اوتستیک را هم دارند به وجود آورد» همچنین طبق D.S.M.III.R این تشخیص نباید در جریان اختلال تیک Tic Disorder گذاشته شود رفتار کلیشه ای Stereotyps Behavior و اختلال عادتی Habit Discorder را با توجه به ارادی و غیر اسپاسمودیک Non Spasmodic آنها می توان از اختلال تک تفکیک نمود. به علاوه ، بر خلاف کودکان مبتلا به اختلال تیک ،کودکان مبتلا به رفتارهای کلیشه ای و اختلال عادت از اعم علائم خود احساس ناراحتی نمی کنند.

ویژگی های کودکانی که دارای انواع اختلال هستند :

 مهمترین ویژگی های این دسته از کودکان عبارتند از :

1. قادر به ایجاد حفظ روابط اجتماعی مناسب با دیگران نیستند و گاهی به دلیل روابط نادرست گذشته شان از برقراری روابط نزدیک و صمیمانه می ترسند.

2. داشتن اختلال در خواب ، خوراک،خستگی مزمن Fatingue Chronic و خمودی افراطی .
3. تاخیر یا توقف در مرحله ای از رشد.

4. ناتوانی در پاسخگویی مناسب به شرایط و مسائل زندگی روزمره.

5. ناتوانی در تمرکز خواس به مدت تقریباٌ طولانی و نداشتن پشتکار در انجام امور محوله.
6. ثبات عاطفی Effective Constancy ندارند و نسبت به اموریابی تفاوتند و یا به شدت بر انگیخته می شوند.

7. با آنکه معمولاٌ از بهره هوشی I.Qٍ حسی – حرکتی و رشد فیزیکی مناسب برخوردارند  اما در یاذگیری ناتوان هستند.

8. از پختگی لازم برخوردار نبوده و رفتارهایشان با سن ، میزان هوش و توانایی های جسمی و روانی آنها متناسب نمی باشند.

9. واقف نبودن به انگیزه ها و احساسات خود که در نتیجه قادر نیستند آنها را به خوبی کنترل کنند.

10. داشتن اداراک نادرست از گفتار و رفتار دیگران.

11. داشتن احساساتی مانند بی ارزشی ، بیگانگی و احساس عدم پذیریش از سوی دیگران.

12. محبت طلب هستند ، اما به دیگران محبتی نشان نمی دهند.

13. نسبت به احساسات دیگران بی تفاوتند و برای ارضای نیازهای  خود به هر روشی متوسل می شوند. با این حال قادر به پاسخگوئی نیازها و ارضای انگیزه های خود در محدوده توانایی ها و امکانات و شرایط محیطی نیستند .

14. اغلب چنان در بند خفاظت ایمنی خویش هستند که ناچار سخت به خود محوری روی آورده و در ابراز احساسات و تلاش های خود بدون توجه به دیگران غرق می شوند.

15. توانایی های خود را در مسیر سازنده و مثبت بکار نمی گیرند بلکه در راه های بیهوده یا مخرب و زیان آور به کار می برند.

16. انعطاف ناپدیرند و قادر به تغییر رفتار خود در شرایط مختلف نیستند.

عوارض ناخن خوردن:

ناخن ها علاوه بر زیبایی انگشتان به منزله یک وسیله مکانیکی نیز اعمال زیادی در بدن انجام می دهند. اما مهم ترین وظیفه آنها پوشاندن بافت نرم انگشتان «پولپ»Pulp است که گرفتن اشیای ریز و کار کردن با آنها را برای ما ممکن می سازد.

جویدن ناخن علاوه بر صدمه رساندن به صفحه ناخن و تغییر شکل آنها قدرت انجام دادن بسیاری از کارهای ظریف را از انسان سلب می کند، همچنین بزاق دهان نقش مخربی بر ناخن و بافت های اطراف آن داشته و رطوبت ناشی از آن مکان مناسبی برای رشد باکتری ها و قارچ ها را فراهم می آورد.
 از طرف دیگر به علت جمع شدن میکروب ها در زیر ناخن مقداری از آنها هنگام جویدن ناخن بلعیده می شود . این امر ممکن است به ناراحتی های جسمانی از قبیل ،ذل درد، تهوع، داشتن انگل و ... منجر می شود.

عوامل موثر در پیدایش ناخن جویدن  :

1. توجه افراطی والدین به نوزاد تازه متولد شده .

2. احساس تنهایی فرد و بی توجهی اولیا و دیگران به او .

3. تماشای فیلم های مهیج و ترسناک ، مخصوصاٌ به طور تنها و به ویژه در شب .

4. دعوا ومطرح کردن اختلافات والدین در حضور کودک.

5. تقلید از اولیا ء ، دوستان و دیگران.

6. خستگی و بی حوصلگی کودک و نداشتن سرگرمی مناسب.

7. انتظار کشیدن بیش از حد برای بر آورده شدن توقعات یا چیزی و یا در جایی.

8. انجام ندادن و حاضر نکردن تکالیف مربوط به مدرسه و وظایف محوله دیگر .

9. توقعات بیش از حد و خارج از توانایی والدین از کودک.

10تنبیه و سرزنش شدن مکرر توسط والدین از کودک.

11. ناخوشنودی کودک از کیفیت رابطه خود و والدین.

12. مورد مسخره و استهزا و اهانت قرار گرفتن در کلاس و مدرسه توسط همکلاسی ها یا دوستان و یا اولیاء مدرسه.

13. مورد مقایسه واقع شدن توسط والدین با دیگران و برخ کشیدن ناتوانی و بی عرضگی های وی بدون در نظر گرفتن اصل تفاوت های فردی در نزد دیگران.

14. تهدید به تنبیه های شدید بدنی توسط والدین .

15. عجز و ناتوانی در بر آوردن توقعات والدین و بزرگترها .

16. هراس از دست دادن مطلوبیت و محبوبیت نزد والدین و بزرگترها .

17. عدم تشویق در کارها و در نظر نگرفتن توانایی ها و خلاقیت ها و ابتکارات وی.

پیشگیری و درمان :

گفته می شود کودک برای تقلیل تنش Redaction Tension در حالت فشار روانی stress به رفتارهایی که او را در اداره افکارش کمک می کند، مبادرت می ورزد. مکیدن به قدری در بین کودکان شایع است که نمی توان آن را اختلال تلقی نمود. مکیدن شست در کودکان کوچکتر عمدتاٌ به محرومیت Deprivation آنان از این نیاز اولیه Primary Tension (نیاز به محبت – نیاز به امنیت 9 نسبت داده شده است و کودکان بزرگتر به پرخاشگری Aggression آنان به هنگام فشار روانی و تنش و از این قبیل ، مثلاٌ تولد یک کودک و توجه بیش از اندازه والدین ممکن است موجب برانگیختن حسادت Jealousery خواهر یا برادر وی شده و به صورت مکیدن شست تجلی نمایند.
بنابر این تهدید و تنبیه پاشیدن فلفل و داروهای تلخ روی انگشتان کودک موثر نبوده و حتی ممکن است ناراحتی او را تشدید کند. برای درمان این مشکل افراد بحای توجه به جویدن ناخن باید به تشخیص مبتلا توجه کرد.
به عبارت دیگر و روشت تر درمان اساسی با شناخت علت بیماری و رفع منشاء اضطراب ، هیجان و ناراحتی بیمار عملی خواهد یود و معمولاً از طریق روان درمانی Psychotherapy و دارو درمانی drug Therapy اجرا می شود .

به علاوه سرگرم کردن کودک با فعالیت های هنری ( نقاشی ، خیاطی ، خطاطی ، بافندگی و ...) ورزش و نظایر آن که مورد علاقه کودک نیز باشد ممکن است مفید واقع شود در همین ارتباط لازم است با پاداش های مناسب و به موقع و به اندازه برای استمرار رفتار جدید و مناسب فرد به تقویت فرد رفتار مثبت و کم کردن تکرار رفتار منفی بپردازیم.

+ نوشته شده در  شنبه هشتم مرداد 1390ساعت 0:39  توسط همتا  | 

صورت های فلکی

اصغر يكي از صورت هاي فلكي دور قطبي است كه همواره در آسمان ايران قابل رويت است.

اين صورت فلكي توسط طالس (‌ستاره شناس يوناني )‌ مطرح شده است.در اساطير يوناني خرس كوچك در واقع همان " arcas " فرزند كاليستو بوده كه در اثر تجاوز هرا به کالیستو به  طور ناخواسته به دنيا آمد.طبق روايتي كاليستوي مادر محكوم است كه به دور خرس كوچك بچرخد بي آنكه به او دسترسي پيدا كند.در روايتي ديگر دب اصغر در نقش دختري كوچك ظاهر مي شود كه شكارچيان و دريا نوردان و مسافران را رهنمايي مي كرد.به طور مثال در افسانه ي جالي كه مربوط به بوميان آمريكا است، گروهي از شكارچيان راه خود را گم كرده بودند كه با دعاهايشان ناگهان دختري ظاهر مي شود كه آن ها را به سوي منزلشان راهنمايي مي كند.داستان هاي اساطيري زيبا و متفاوتي از ماجراهاي دب اصغر و دب اكبر وجود دارد .

صورت هاي فلكي:

به گروهی از ستاره‌ها که در تجسم و دیدظاهری شکل و پیکربندی مشخصی را تشکیل داده باشند صورت‏فلکی یا پیکرآسمانی (به انگلیسی Constellation) می‌گویند. صورت‏فلکی مجموعه‏ای از ستاره‌ها است که از دیدگاه زمینی به شکل خاصی تشبیه و نام‏گذاری شده‌است. در واقعیت سه بعدی، ستارگان یک پیکرآسمانی لزوماً به هم نزدیک نیستند و ربطی به هم ندارند. قرار دادن آن‌ها در یک مجموعه صرفاً به خاطر نزدیکی ظاهری از دیدگاه زمینی است. دسته‌بندی ظاهری ستارگان به صورت پیکرهای‏آسمانی از نظر نشانی‌دهی و تهیه نقشه‌های آسان‌فهمِ آسمان مفید است. از همان لحظه‏ای که اولین انسانها خود را بر روی زمین دیدند، به اجرام سماوی که در آسمان می‌دیدند بسیار اهمیت می‌دادند. همواره انسان‏های پیشین با فرهنگ‏های مختلف، نام‏ها و داستان‏های افسانه‏ای را به نگاره‏های ستاره‏ای در آسمان شب منسوب می‏کردند، بدین ترتیب چیزهایی متولد شدند که ما اکنون آن‏ها را با عنوان صورت‏فلکی می‏شناسیم. مطالعات باستان‏شناسی نشان می‏دهد که نگاره‏های نقاشی شده بر روی دیوارهای غار لاسکو در جنوب فرانسه حاوی نشانه‏های نجومی است. نیاکان‏مان تقریبا ۱۷۳۰۰ سال قبل منظره‏های آسمان شب‏شان را بر روی دیوارهای غار ثبت کرده بودند. گمان می‏شود خوشه ستاره‏ای پروین در کنار خوشه قلائص (صورت‏فلکی گاو) بر روی این نگاره‏ها نمایش داده شده‌است. شاید انسان‏های دوران پارینه‏سنگی (۳۰٬۰۰۰ تا ۲۶٬۰۰۰ سال پیش از میلاد) نخستین کسانی بودند که چهار جهت اصلی را تشخیص دادند. در اواخر دوره پارینه‏سنگی (۲۰٬۰۰۰ تا ۱۶۰۰۰ سال پیش از میلاد) در فرانسه هنر ساخت ابزارهای سنگی به اوج خود رسید و در آن هنگام اندیشه نخستین صورت‏های‏فلکی پایه گذاری شد. این را در آثار باقی‏ماندهٔ نقش‏های درون غارهای این دوران می‏توان یافت. در دره میرملاس و همیان در شمال کوهدشت لرستان نیز پناهگاه‏هایی از این دوران وجود دارند. در این پناهگاه‏ها نقش‏های رنگ‏دار زیادی است. حدود ۱۶٬۰۰۰ تا ۸٬۰۰۰ سال پیش از میلاد، کم‏کم اسامی گروه‏های ستاره‏ای (صورت‏فلکی) به سه دستهٔ نمادین تغییر کرد. دنیای پایینی، میانی و بالایی. حدود ۱۰٬۰۰۰ سال پیش از میلاد، عصر یخبندان در اروپا به پایان رسید. با گرم شدن زمین، علفزارها و دشت‏های اروپا جای خود را به جنگل‏ها دادند و دوران نوسنگی آغاز شد. در این دوره، انسان‏ها به جای شکار و جمع‏آوری غذا به کشاورزی و تولید غذا می‏پرداختند. از این رو نیاز آن‏ها به وضعیت آب و هوا، و دانستن فصل‏ها بیشتر شد. به این ترتیب به مسیر سالانه خورشید در آسمان توجه بیشتری کردند. می‌توان گفت حدود ۵٬۶۰۰ سال پیش از میلاد، چهار صورت‏فلکی در آسمان شکل گرفته بودند: دوپیکر، سنبله، قوس و ماهی. آن‏ها نمایانگر نقاط اعتدال‏ها و انقلاب‏های آن زمان بودند و مبنای صورت‏فلکی‏های منطقه البروجی امروزی شد.

بسياري از صورت هاي فلکي از قبيل عقرب(کژدم) ، اسد(شير) خود گوياي آن هستند که چرا چنين نام گرفته اند،ولي در برخي ديگر از صورت هاي فلکي به زحمت مي توان رابطه اي ميان شکل ونام آن ها يافت.امروزه 88 صورت فلکي را مي شناسيم که شماري از آن ها حتي 5000 سال قبل از ميلاد مسيح در کناره ي رود هاي دجله و فرات شناخته شده بودند؛تعدادي هم در دوران يونان باستان به آن ها اضافه شدند.قديمي ترين و تا حدودي کامل ترين شرح و توصيف گنبد ستارگان که در اختيار ماست،به حدود سال 2000 قبل از ميلاد بر مي گردد.در آن زمان 43 صورت فلکي شکل شناخته شده ي فعلي خود را داشتند.

+ نوشته شده در  شنبه هشتم مرداد 1390ساعت 0:32  توسط همتا  | 

بررسی عوامل تعارضات خانوادگی

بررسی عوامل تعارضات خانوادگی

بروز اختلاف و عدم تفاهم در خانواده امری شایع است و هیچ خانواده‌ای از این امر مستثنی نیست، اما گاهی این اتفاقات به تعارض‌های شدید منجر می‌شود. کافی است نگاهی به صفحات روزنامه یا گذری به دادگاه خانواده بزنید.
▪ آیا فریادهای زن و شوهری ، شما را از خانه بیرون کشانده است؟
▪ آیا تا بحال گذرتان به دادگاه خانواده افتاده است؟
▪ آیا می‌دانید چرا عده‌ای از فرزندان از خانه‌هایشان فرار می‌کنند؟
بروز اختلاف و عدم تفاهم در خانواده امری شایع است و هیچ خانواده‌ای از این امر مستثنی نیست، اما گاهی این اتفاقات به تعارض‌های شدید منجر می‌شود. کافی است نگاهی به صفحات روزنامه یا گذری به دادگاه خانواده بزنید. امروزه خانواده‌ها درگیر انواع مختلفی از تعارضات و اختلافات شدید هستند که این اختلافات باعث عدم کارکرد خوب و سالم خانواده به عنوان اولین و قدیمی‌ترین نهاد اجتماعی (Family Institution) می‌شود. نهادی که وظیفه اصلی آن ایجاد روحیه و شخصیت سالم است خود به عاملی برای اختلالات عاطفی ، رفتاری و شخصیتی تبدیل شده است.
● انواع تعارضات خانوادگی
▪ تعارضات زنانشویی
وجود اختلافات عقیده و رفتار بین زن و مرد امری طبیعی است. ولی خانواده‌هایی وجود دارند که در آن زن و مرد زندگی مشترکشان تبدیل به یک میدان جنگ کرده‌اند. رفتارها و روابطشان به شدت متزلزل و بدون سازندگی است چنین خانواده‌ای یک خانواده توخالی و شبه خانواده به شمار می‌رود. بسیار اتفاق می‌افتد که اطرافیان و همسایگان و بویژه بزرگان فامیل برای برقراری صلح و آشتی با آنها صحبت می‌کنند و ممکن است چنین صلحی برای مدتی برقرار شود؛ ولی طول این آرامش به احتمال زیاد کوتاه خواهد بود.
▪ تعارضات والدین با فرزندان
نوع دیگر اختلافات شدید در خانواده‌ها عدم سازگاری فرزندان و والدین با همدیگر است. متاسفانه والدین خود را از نیازهای روز تطبیق نمی‌دهند. فرزندان نیز فرزند زمانه خود هستند و نه چهل سال پیش. این وضع با بزرگتر شدن و کثرت فرزندان بارزتر می‌شود. اگر این اختلافات در خانواده مورد توجه قرار نگرفته و برای برطرف کردن آنها اقدامی صورت نگیرد، بصورت بحران جلوه گر شده آسیب‌های جبران ناپذیری را بر پیکر خانواده وارد خواهد کرد.
● علت شناسی اختلافات خانوادگی
▪ علت شناسی تعارضات زنانشویی
تحقیقات مختلف در حوزه‌های روانشناسی ، علوم اجتماعی ، جامعه شناسی و جرم شناسی عوامل زیادی را برای تعارضات خانوادگی ذکر کرده‌اند ولی تفوت آنها را بصورت زیر ذکر کرد:
ـ علت مذهبی شامل تفاوت‌های مذهبی (غالبا تضاد مذهبی) ، رفتار و عقاید خلاف اعتقادات مذهبی و ... .
ـ علت فرهنگی شامل تفاوت‌های در نوع نگاه به زندگی مشترک ، تفاوت‌های قومی یا شهری - روستایی.
ـ علت زیستی شامل نازایی و عقیمی ، وضعیت چهره و مشکلات مربوط به سلامت و بیماری.
ـ علت عاطفی شامل عواطف خشک و سرد و عدم درک یکدیگر ، مشکلات در روابط جنسی ، تند خویی و پرخاشگری و ... .
ـ علت اجتماعی شامل داشتن دوستان منحرف و اعتیاد ، دخالت اطرافیان و عدم استقلال از خانواده پدری و ... .
ـ علت سیاسی شامل اختلافات قبیله‌ای - قومی ، گرایش‌های سیاسی متفاوت ، محدود کردن آزادی‌های طبیعی و ... .
ـ علت اقتصادی شامل بیکاری، ولخرجی، فقر و تجمل گرایی و ... .
▪ علت شناسی تعارضات والدین با فرزندان
مطالعات متعدد جامعه شناختی و روانشناختی در جهت علت شناسی "رفتارهای نوجوانان و جوانان بزهکار ، فراری از خانه یا دچار سو مصرف مواد و ..." نشان می دهد که علت اصلی اینگونه رفتارها در "نوع رفتار والدین با یکدیگر و اصول تربیتی‌شان در قبال فرزندان" نهفته است.
"خشونت ، عدم تعادل رفتاری - تربیتی ، کمبود محبت و طرد فرزندان ، تبعیض در بین فرزندان ، اعتیاد ، فقر ، عدم آگاهی والدین به نقش تربیتی خویش و نادیده گرفتن نیازهای متناسب با روز کودک و نوجوان" از علتهای اصلی تعارضات والدین با فرزندان است.
● تاثیر تعارضات خانوادگی
▪ تاثیر تعارضات خانوادگی بر روابط زناشویی
تعارض‌های زناشویی تاثیر عمیق منفی بر روابط آنها و پیرو آن بربافت و روابط خانوادگی می‌گذارد. آنها ممکن است روابطشان آنقدر سرد شود که ماهها با همدیگر حرف نزنند، روابط جنسی نداشته باشند، تک نفره غذا بخورند، حضور همدیگر را در یک مکان تحمل نکنند و در آخر ممکن است کارشان به درخواست طلاق بکشد.
▪ طلاق
طلاق مسایل شخصی ، اجتماعی و اقتصادی فراوانی را پیش می‌آورد. اشخاصی که زندگی مشترکشان متلاشی می‌شود، نسبت به مردم عادی آمادگی بیشتری دارند که از نظر جسمی ، روانی ، خواب و تغذیه" اختلال پیدا کنند یا به سو مصرف الکل و مواد روی آورند. در کنار آثار مخرب طلاق بر زن و مرد "فرزندان" نیز از پیامدهای طلاق والدین‌شان متاثر می‌شوند.
بطور کلی طلاق گیرندگان در ایجاد ارتباط با فرزندان خود دشواری پیدا می‌کنند، بخصوص آنها از کسی که از نظرشان مقصر اصلی طلاق باشد، متنفر می‌شوند. با این وجود سوال اصلی این است که از بین روابط طولانی پرتنش زن و شوهر و طلاق کدام یک بر فرزندان اثر مخرب تری دارد؟ تحقیقات با در نظر گرفتن کل جامعه به سو طلاق رای می‌دهد.
● تاثیر تعارضات خانوادگی بر روابط والدین با فرزندان
اختلافات والدین با فرزندانشان (بویژه مواردی که همراه با توهین ، تحقیر ، ضرب و شتم باشد) به احساس عدم امنیت روحی و جسمی ، تنفر (همراه با احساس گناه) ، خشم از والدین و رفتارهای نابهنجار اجتماعی (از قبیل سو مصرف مواد ، فرار از خانه ، اقدام به خود کشی یا خود زنی) منجر می‌شود. بعضی مواقع موضع فرزندان موضع یاس و احساس پوچی بوده در خود خلا بزرگی احساس می‌کنند. این خلا همان نبود محبت و عواطف والدین است و این زمینه ساز قبول عواطف دروغین همراه با نیت‌های شوم دیگران می‌شود.
مرجع مشاوره و روانشناسی خانواده

+ نوشته شده در  شنبه هشتم مرداد 1390ساعت 0:30  توسط همتا  |